خونه عشق

آیا تو خودت دینت رو انتخاب کردی؟
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩
 

سلام دوستان...

ببخشید که دیر به دیر مینویسم فرصت ندارم زیاد بیام....

اما بحث اولی که دلم میخواد با هم داشته باشیم اینه که:

آیا تو خودت دینت رو انتخاب کردی؟

یا تو هم مثل انسان های ما قبل ما دین اجدادیت بهت ارث رسیده؟؟؟

اگر خودت انتخاب کردی ایا تحقیق هم کردی یا همین جوری انتخاب کردی ؟

لطفا به این موضوع فکر کن ....

فرقی نداره که دینت چیه !!! اما جواب منو بدین !!!

ممنون....


 
comment نظرات ()

 
منتظر نظرت هستم........
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۳
 

سلام

امیدوارم که همه خوب باشید.

دوستان من خیلی وقته که دیگه نمی نویسم.

از این به بعد میخوام بحث در مورد دین و مذاهب مختلف داشته باشم تو بلاگم.

می خواستم نظرتون را بدونم.....


 
comment نظرات ()

 
عادت
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٤
 

آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن

منو از این دلخوشیهام  آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم

منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمهای مهربون تو منو به آتیش میکشه

نوازش دستهای تو عادته ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بزار

به پای عشق من بمون هیچکس و جای من نیار

مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن

به روح و جسم و تن من ....


 
comment نظرات ()

 
آرزوی من این است
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳
 

ارزوی من این است که ٢ روز طولانی در کنار تو باشم فارق از پشیمانی

ارزوی من این است یا شبی فراموشم یا اینکه مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

ارزوی من این است که تو مثل یک سایه سر پناه من باشی لحظه ی تر گریه

ارزوی من این است نرو عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

ارزوی من این است هستی تو من باشم لحظه های هشیاری مستی تو من باشم

ارزوی من این است تو غزال من باشی تک ستاره ی روشن در خیال من باشی

ارزوی من این است در شبی پر از رویا پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا

ارزوی من این است از سفر نگویی تو ، تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

ارزوی من این است مثل لیلی و مجنون پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون

ارزوی من این است زیر سقف این دنیا من برای تو باشم تو برای من تنها

ارزوی من این است  ارزوی من این است  ارزوی من این است  ارزوی من این است


 
comment نظرات ()

 
come back
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱۸
 

سلام دوستان 10 ماه میشه که نیومدم بنویسم

دوباره برمیگردم

فقط خواستم سال نو را به شما عزیزانم تبریک بگم


 
comment نظرات ()

 
باب دوم سفر پیدایش
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧
 

و آسمانها و زمین و همه ی لشکر آنها تمام شد* و در روز هفتم خدا از همه ی کار خود که ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همه ی کار خود که ساخته بود آرامی گرفت* پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همه کار خود که خدا آفرید و ساخت *این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزیکه یهوه خدا زمین و آسمانها را بساخت * و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبودو هیچ علف صحراهنوز نروئیده بود زیرا خداوند خدا باران بر زمین نبارانده بود و آدمینبود که کار زمین را بکند* و مه از زمین بر آمده تمام روی زمین را سیراب میکرد* خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید و آدم نفس زنده شد* و خداوند خدا باغی در عدن بطرف مشرق غرس نمودو آن آدم را مه سرشته بود در آنجا گذاشت* و خداوند خدا هر درخت خوشنما و خوشخوراک را از زمین رویانید و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بد را* و نهری از عدن بیرون آمد تا باغ را سیراب کند و از آنجا منقسم گشته چهار شعبه شد* نام اول فیشون است که تمام زمین حویله را که در آنجا طلاست احاطه میکند*و طلای آنزمین نیکوست و در آنجا مروارید وسنک جزع است* و نام نهر دوم جیحون که تمام زمین گوش را احاطه میکند* و نام نهر سیم حداقل که بطرف شرقی اشور جاریست و نهر چهارم فرات* پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا کار آن را بکند و آنرا محافظت نماید* و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت از همه ی درختان باغ بی ممانعت بخور* اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد* و خداوند خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق بسازم* و خداوند خدا هر حیوان صحرا و هر پرنده ی آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند همان نام او شد* پس آدم همه ی بهایم و پرندگان آسمان و همه ی حیوانات صحرا را نام نهاد لیکن برای آدم معاونی موافق یافت نشد* و خداوند خدا خوابی کران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندهایشرا گرفت و گوشت در جایش پر کرد* و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و وی را بنزد آدم آورد* و آدم گفت همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشته از گوشتم از اینن سبب نسا نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد* از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود* و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند*


 
comment نظرات ()

 
>>>> باب اول کتاب مقدس انجیل
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳۱
 

کتاب نسبت نامه ی عیسی مسیح بن داود بن ابراهیم* ابراهیم اسحق یعقوب را آورد و یعقوب یهودا و برادران او را آورد* و یهودا فارص و زراح را از تامار آورد و فارص حصرون را آورد و حصرون آرام را آورد* و آرام عمیناداب نحشون را آورد و نحشون شلمون را آورد* و شلمون بوعزرا از راحاب آورد و بوعز عوبید را از راعوت آورد و عوبید یسا را آورد*و یسا داود پادشاه سلیمان را از زن اوریا آورد* و سلیمان رحبعام را آورد و رحبعام ابیا را آورد و ابیا آسارا آورد* و آشسا یهوشافاط را آورد و یهوشافاط یورام عزیا را آورد* و عزیا بوتام را آورد و یوتام احازا را آورد و احاز حزقیا منسی را آورد و منسی آمون را آورد و آمون یوشیارا آورد* و یوشیا یکنیا و برادرنش را در زمان جلای بابل آورد* و بعد از جلای بابل یکینا سالتیئیل را آورد و سالتیئیل زروبابل را آورد* زروبابل ابیهود را آورد و ابیهود ایلیاقیم را آورد و ایلیا عازور را آورد* و عازور صادوق را آورد و صادوق یاکین و یاکین ایلیهود را آورد* و ایلیهود ایلعازر را آورد و ایلعازر متان را آورد و متان یعقوب را آورد* و یعقوب یوسف شوهر مریم را آورد که عیسی بمسیح از او متولد شد* پس تمام طبقات از ابراهیم تا داود چهارده طبقه است و از داود تا جلای بابل چهارده طبقه و از جلای بابل تا مسیح چهارده طبقه* اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم بیوسف نامزد شده بود قبل از آنکه با هم آیند او را از روح القدس حامله یافتند* و شوهرش چون که مرد صالح بود و نخواست او را عبرت نماید پس اراده نمود اورا به پنهانی رها کند*اما چون او در این چیزها تفکر میکرد ناگاه فرشته ی خداوند در خواب بر وی ظاهر شده گفت ای یوسف پسر داود از گرفتن زن خویش مریم مترس زیرا آنچه در وی قرار گرفته است از روحالقدس است* و او پسری خواهد زائید و نام او را عیسی خواهی نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید*و این همه برای آن واقع شد تا کلامیکه خداوند بزبان نبی گفته بود نمام گردد* که اینک باکره آبستن شده پسری خواهد زائید و نام اورا عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است خدا با ما * پس چون یوسف از خواب بیدار شد چنانکه فرشته ی خداوند بدو امر کرده بود بعمل آورد ئ زن خویشرا گرفت* و تا پسر نخستین خود را نه زائید اورا نشناخت و او را عیسی نام نهاد


 
comment نظرات ()

 
حرف رنگی
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۳۱
 

می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشد
می باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشد
می خوام یه کاری کنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نزاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
می خوام شب عکس تورو تو خواب گلها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی


 
comment نظرات ()

 
فکر نکن
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱
 

اگر از تو ننوشتم فکر نکن سرم شلوغه

توی زندگی یه وقت تنهایی رمز عبوره

اگه از چشمات گذشتم فکر نکن عاشق نبودم

مطمئن باش توی دنیا دل به تو سپرده بودم


 
comment نظرات ()

 
*~* مروری بر خاطرات *~*
نویسنده : هاني آزاد - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱٢
 

سلام دوستان اگر از طرفداران شادمهر عقیلی هستید به جمع ما بپیوندید:

 http://groups.yahoo.com/group/sh_a_d_m_e_h_r/join

روی سکوی کنار پنجره محو تماشای منظره

                              چند ورق کاغذ و یک دونه قلم همیشه یار منه!!!

چند ورق سیاه و خط خطی کنار میز اتاقم

                              پخش روی زمین عادتمه!!!

خاطرات تلخ و شیرین توی سررسید همیشه همراه منه!!!

                               با مروری بر خاطرات زندگی رو از سر میگیرم

 و به گذشته میرم نگاهی به پیچ سر کوچه

                               از کنار پنجره منتظر و چشم به راه او میمانم

تا که بیاد و منو همراهش ببره اما افسوس که هیچوقت نمیاد

                                با صدای در پنجره از خاطرات جدا میشم

حالا دیگه تنها شدم تک ستاره ی مشرقی آسمون

                                                                   همونی که تنهاترینه!!!

تقدیم به عشقم


 
comment نظرات ()